آیا به نظر می‌رسد که در حال از دست دادن زمان هستید؟ آیا به محض این‌که انرژی خود را صرف کاری می‌کنید، متوجه می‌شوید که کار دیگری به توجه و انرژی شما نیاز دارد؟ آیا به نظر می‌رسد که به‌طور مداوم برای رسیدن به همۀ درخواست‌ها، تعهدات و مسئولیت‌های زندگی در حال مبارزه هستید؟ آیا پس از برآورده کردن انتظارات زندگی، دیگر زمانی برای انجام کارهایی که به آن عشق می‌ورزید ندارید؟ در این مطلب، شما سریع‌ترین راه را برای ایجاد یک زندگی که دلخواهتان است و لایق آن هستید، می‌آموزید.

چرخ زندگی در این مطلب استعاره‌ای است برای نشان دادن اهمیت یک زندگی متعادل و هدفمند. این شعار، منظور این مطلب را به روشنی بیان می‌نماید:

«چرخ زندگی خود را برای رسیدن به یک زندگی ایده‌آل، متعادل نگه دار!»

به این معنا که برای ایجاد یک زندگی که همیشه رویای آن را داشته‌اید، می‌بایست جنبه‌های درونی و بیرونی زندگی خود را حول محور چشم‌انداز زندگی خود متعادل نگه دارید. این چشم‌انداز‌‌ همان عشق، هدف و ماموریت شما در زندگی است.

یک زندگی متعادل به انسان کمک می‌کند تا عاشق و هدفمند باشد و زندگی‌اش نیز جهت دار و پرمعنا. افراد موفق و شاداب به این دلیل موفق و شاداب هستند که به هدف و ماموریت خود در زندگی آگاه شده و ذهنیت، افکار و شیوۀ زندگی خود را حول محور این اهداف بنا کرده‌اند. طبیعتا انسان باید بداند که کجا می‌خواهد برود تا به آنجا برسد.

تعادل زندگی زمانی روی می‌دهد که تمامی جنبه‌های زندگی شما در جهت هدفتان پرورش داده شوند. تعادل زندگی به این معناست که افکار، شیوۀ زندگی، روابط و شغل شما همگی با همکاری هم بتوانند شما را به اهداف و چشم‌انداز مورد نظرتان برسانند.

تعادل به شما کمک می‌کند تا با آرامش و با کمک توانایی‌ها و طبیعت درونی خود، به اهدافتان دست پیدا کنید. همچنین موجب می‌شود بر روی مواردی که برای شما اهمیت زیادی دارند، تمرکز بیشتری داشته باشید و وقت خود را با کیفیت بالاتری سپری کنید.

تعادل، شما را به لذت بردن از تمامی لحظات زندگی‌تان سوق می‌دهد و موجب می‌شود تا در عین این‌که کنترل بیشتری روی زندگی خود دارید، آگاهانه به سمت رویا‌هایتان قدم بردارید.


چگونه می‌توان به این تعادل دست یافت؟

برای به‌دست آوردن کنترل زندگی و تعادل چرخ زندگی، ابتدا تمامی اجزای درونی و بیرونی‌ای که بر زندگی‌تان تاثیرگذار هستند را شناسایی نمایید.

جنبه‌های درونی زندگی شما شامل افکار و احساسات، برداشت‌ها، باور‌ها، رفتار و شخصیت، زمزمه‌های درونی، علایق، اعتقادات، درجه ایمان و درجه خلاقیت و تخیلات شما هستند.

جنبه‌های بیرونی زندگی‌تان شامل روابط شما، افرادی که با آنها تعامل دارید، محیطی که در آن زندگی می‌کنید، رفتار و عاداتی که دارید، شیوه زندگی شما، نحوه به‌کارگیری و تمرین روش‌های بهتر کردن زندگیتان است.

در نظر داشته باشید که جنبه‌های درونی و بیرونی، یعنی هر آن‌چه که به آن فکر می‌کنید و هر آن‌چه که انجام می‌دهید، هر دو قادر هستند یا به ارزش زندگی و تعادل آن بیفزایند یا مانع آن شوند.

حال چرخ زندگی خود را تصور کنید، مرکز این چرخ نمایانگر عشق، هدف و ماموریت شما در زندگی‌تان است. این مرکز نشانگر هر آن چیزی است که می‌خواهید و به آن اعتقاد دارید، هر آن‌چه برای آن ارزش قائل هستید و در ‌‌نهایت میراثی است که می‌خواهید از خود به جای بگذارید.

با هدفدار شدن مرکز چرخ زندگی و جهت یافتن تمامی جنبه‌های درونی و بیرونی زندگی به سمت آن، این چرخ بسیار قدرتمند‌تر و در عین حال روان‌تر عمل خواهد کرد و هر چقدر وضوح هدف و ماموریت زندگی‌تان بیشتر باشد، نیروی هدایتگر درونتان نیز شما را بیشتر و بهتر در این مسیر هدایت خواهد کرد.

حال وقتی می‌گوییم «چرخ زندگی خود را برای رسیدن به یک زندگی ایده آل، متعادل نگه دار» معنای بیشتری پیدا می‌کند، نه؟

اگر هدف زندگی خود را ندانید و نشناسید، چرخ شما چگونه حول یک محور و مرکز نامشخص تعادل خود را پیدا کند؟ این امر باعث می‌شود که تمامی انرژی و وقت خود را در جهات مختلف صرف کنید بی‌آن‌که به رشد و پیشرفتی در زندگی دست یابید. بنابراین از همین امروز، مرکز چرخ زندگی خود را پیدا و آن را به وضوح مشخص کنید.