نویسنده: ویلیام وست
ترجمه: شهریار شهیدی و سلطانعلی شیرافكن

الكینز و دیگران (١٩٨٨) در تلاش برای شناخت گسترده‌تر معنویت، ادبیات مربوط به معنویت را مطالعه كرده و از بررسی اجزای تشكیل دهنده معنویت، دریافتند كه معنویت شامل نُه خصوصیت اساسی است. سپس، وجود این خصوصیات را در پنج آزمودنی، كه معنویت یكی از خصوصیات شناخته شده آنها بود، آزمایش نمودند. این پنج تن، خود را پیرو یكی از مذاهب بودایی، كاتولیك، پروتستان و یهودی معرفی كرده بودند. در واقع الكینز و دیگران (١٩٨٨) پدیده معنویت را دارای یك ساختار چند بعدی می‌دانند كه شامل نه بخش عمده می‌شود. این اجزا به‌طور خلاصه به قرار زیر هستند:


١ـ بعد روحانی یا فرامادی: كه به‌عنوان خدای مشخص فرد، خود فراتر یا بعد فرامادی تجربه می‌شود.
٢ـ معنا و هدف در زندگی: به این معنا كه «خلاء وجودی را می‌توان با زندگی معنادار، پر كرد.
٣ـ داشتن رسالت در زندگی: فرد معنوی، نوعی احساس وظیفه و تعهد دارد.
٤ـ تقدس زندگی: زندگی، مشحون از تقدس است و فرد معنوی می‌تواند تجربه‌هایی نظیر حیرت و اعجاب، تحسین و شگفتی را حتی در موقعیت‌های غیرمذهبی نیز داشته باشد؛ و دیگر اینكه سراسر زندگی مقدس است.
٥ـ اهمیت ندادن به ارزش‌های مادی: رضایت نهایی را نه در مادیان، بلكه در مسائل معنوی و روحی می‌توان یافت.
٦ـ نوع‌دوستی: به معنای تحت تأثیر درد و رنج دیگران قرار گرفتن، داشتن احساس عدالت اجتماعی، و اینكه همه ما بخشی از آفرینش هستیم.
٧ـ ایده‌آلیسم یا آرمان‌گرایی: فرد، جهانی بهتر را در ذهن به تصویر می‌كشد و تمایل دارد كه این آرامان را برآورده سازد.
٨ـ آگاهی از تراژدی: درد، مصیبت و مرگ، قسمتی از زندگی هستند و به آن رنگ و روح می‌بخشند.
٩ـ ثمره‌های معنویت: معنوی بودن واقعی، موجب تغییر همه جنبه‌های بودن، و نحوه زیستن می‌شود.